سيد ظهير الدين مرعشى

90

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

را به انقراض رسانند . و الباقى هُوَ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ « 1 » قباد از اين آگاهى يافت . پسر بزرگترين خود كيوس را به ايالت طبرستان فرستاد ، و كيوس مرد شجاع و با هيبت بود . اهل طبرستان را با او انسى پديد آمد . كيوس به مظاهرت ايشان همهء خراسان را از تركان خالى كرد . تا اتفاق افتاد كه در عهد قباد مزدك دعوت نبوّت نمود . و چون ابليس چندان تلبيس بنياد نهاد كه قباد از سر جهل و نادانى به دو بگرويد و مزدك در باب اباحت اموال و اراقهء دماء و استحلال فروج خلايق سعى تمام مىكرد و به استظهار قباد آن كار را پيش مىبرد . انوشيروان كه كهتر پسر قباد بود در اطفاى نايرهء آن فتنه سعى بليغ مىفرمود و به تدبير و راى صايب و تأييد الهى كه يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ « 2 » به جاى رسانيد كه مزدك ملعون و اصحاب و امت و امناى دعوت او را هلاك گردانيد و به دار البوار رسانيد . فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ « 3 » و اين اول عدلى بود كه از انوشيروان صدور يافت تا به بركت آن سعى جميل آوازهء عدل و داد او در افواه افتاد . جابر بن عبد اللّه انصارى از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله پرسيد ماذا فعل اللّه بكسرى ؟ حضرت فرمود : اين سؤالى است كه حضرت جبرائيل قصد كرد از خداى كرده و در جواب او گفته شد : ما كنت اعذّب بالنّار ملوكا عمّروا بلادى و نعشوا عبادى : « من نسوزانم به آتش دوزخ بندگانى را كه عمارت بلاد و رعايت عباد من كرده باشند » ، بنو اميّه با دولت اسلامى كه داشتند به جهت ظلم و بيداد كه با خلق كردند ، هر جا كه ذكر ايشان برآيد ، خلق زبان به نفرين و تهجّى مىگشايند . و انوشيروان با ظلمت كفر و بدعت آتش‌پرستى كه داشت به سبب شفقت كه با زيردستان خود داشت ، و رعايت جانب مظلومان مىكرد ، كارش به جايى رسيد كه خواجهء هر دو عالم حضرت رسول اكرم محمد مصطفى به ولادت

--> ( 1 ) - قرآن كريم : سورهء 39 ( الزمر ) آيهء 4 مكية . ( 2 ) - قرآن كريم : سورهء 9 ( التّوبه ) آيهء 32 مدنيّة . ( 3 ) - قرآن كريم : سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 45 مكية .